میشوم روزی فدایت مثل گاو عاشقم بر خندههایت مثل گاو
چشمهای تو جویباری چون که هوش میبرد از من صدایت مثل گاو
خاک درگاهت منم بر صورتم میشود حک جای پایت مثل گاو
باز در پهنای دشت عشق تو میزنم دائم صدایت مثل گاو
میچکد آب حیات چک چک چک از آبشار گیسوایت مثل گاو
قطرههای زندگانی میچشد چشم من از ابروایت مثل گاو
غربت چشمان ماتم را ببین در نگاه آشنایت مثل گاو
رسته از زنجیر پیکرهایمان میروم تا ناکجایت مثل گاو
من تمام حرفهایم را چرا میکنم گم در هوایت مثل گاو
فکر میکردم که اسم اعظم است حرف حرف نامهایت مثل گاو
دوست دارم از ته دل بشنوم های های گریههایت مثل گاو
آخرش هم این من بیچاره پا میگذارد جای پایت مثل گاو
خراب این طبع لطیفتیم سینیور!