جواب من هم یه خورده طولانیه . اگه موافقی بذارش پای همین پستت که رفقا ، این گفت و گو رو یکجا بخونن !
بحثا و مواضع سیاسی رو بذار کنار داداش ! میگن سیاست یتیمه و از نعمت پدر بی بهره اس :دی . نتیجه اش اینه که آدما با هم مشکل پیدا میکنن و از هم دور و دلخور میشن ... و اما :
اول : منم فکر میکنم هر تکنولوژی چه خوب و چه بد ، با خودش یه فرهنگ هم میاره ! اما بهرحال ما هم فرهنگ خودمونو داریم. کسی نمیگه توی رستوران بریم روی زمین بشینیم .
اینکه ما ایرانیا روی زمین غذا می خوردیم نکته اش روی زمین نشستن نیست ! نکته اش دور هم بودنه ، کنار هم بودنه ! چه توی خونه ، چه توی رستوران و چه توی کافی شاپ میشه دور هم نشست و از باهم بودن لذت برد.
همونطور که میشه توی خونه هم هر کسی برا خودش پیتزا سفارش بده و بره توی اتاقش تنهایی بخوره !
حالا آسانسور نه ، تاکسی ! جون من ، تو وقتی توی تاکسی میشینی چطوری میخوای به بغل دستیت پشت کنی ؟!
من اصراری ندارم که ما ایرانیا توی آسانسور روبروی هم بایستیم فقط دارم یه چیز بزرگتر و کلان تری رو میگم که زمینه های یه همچین رفتارهایی هست و اون فرهنگ ماست !
دوم : اگر فکردی من قضیه بدرفتاری نیروی انتظامی و دروغ گفتن ها و حرفهای بی ربط و حرفهای +18 زدن و غیره رو توجیه میکنم ، باید بگم اشتباه کردی !
من از اعماق دلم معتقدم چیزهای کوچولو رو نباید پای چیزهای بزرگ قربونی کرد ! من فرهنگم رو به پای این دولت و اشتباه هاش و نابسامانی های جامعه قربونی نمیکنم . نقصها رو توجیه نمیکنم ! عیب ها رو ماست مالی نمیکنم !
من از رفتار افسارگسیخته و هیجانی بیزارم چه از طرف احمدی نژاد باشه و چه از طرف موسوی و چه هر کس دیگه !
منم با ادبیات چاله میدانی موافق نیستم و بزغاله و گوساله خواندن یه عده رو درست نمی دونم . من معتقدم کسی که داره توهین می کنه ،انگیزش مهم نیست ! و این توهینش بیشتر از اینکه نشون دهنده زشتی رفتار طرف مقابل باشه ، علامت اینه که خود این طرف ( توهین کننده) ، گرفتار یه رذیله اخلاقیه !
من اینجوری فکر میکنم و هرگز عقیدمو و فرهنگی که میشناسم رو پای هیچ کس و هیچ چیزی قربونی نمیکنم . حتی اگه اون چیز رئیس جمهورم باشه ! نیروی انتظامی کشورم باشه ! و حتی اگه خودم باشم !
البته اینم بگم که من توی اصل وجود ناهنجاری رفتاری بین مسئولان کشور باهات موافقم اما در کم و زیاد بودنش باهات اختلاف دارم . تو از یه بحران حرف میزنی ولی من از یه ناهنجاری ! و این دو تا فرق می کنه .
مهم اینه که هردومون می دونیم نابسامانی هست و نباید توجیهش کرد و به خودامون دروغ بگیم .
اجازه میدی یه انتقاد کوچولو به خودتم بکنم ؟ : شما حق داری که نسبت به حرفهای +18 زدن مسئولین معترض و منتقد باشی و درست هم میگی ولی داداش ! توی پستهای وبلاگ شما هم از این حرفای +18 کم نیستا !
سوم : بذار یه توضیح کوچولو در مورد زنای ذهنی که گفتی بدم !
اینجا نمیتونم زیاد توضیح بدم ولی کافیه که حتی از دانشجوهای روانشناسی هم بپرسی بهت میگن که زنای ذهنی درسته و یه اختلال روانی و ذهنیه ! این فقط نظریه اون گوینده تلوزیونی نیست ! این چیزیه که روانشناسای امریکا و اروپا هم روش کار میکنن .
حالا دوس ندارم در مورد این چیزا حرف بزنم ولی اینا توی سری کتابهای یه کسی مثل دکتر باربارا آنجلیس هم هست .توی سخنرانیا و کنفرانس هاش هم هس . میخای آدرس دقیق بدم خودت بری ببینی ؟
اون که دیگه نه مسلمونه و نه احمدی نژادیه ! یه زن آمریکاییه ! قید و بندای جامعه ما رو هم ندارن ولی این زنای ذهنی رو به عنوان یه اختلال روانی تحلیل میکنه ...
حالا بگذریم . اگه دوس داری میتونیم راجع بهش بیشتر حرف بزنیم .
ببین می دونی مشکل چیه ؟ اینه که وقتی تو داری حرف میزنی ، من تو رو از پشت یه عالمه پیش فرض میبینم. اونوقت کاری که اون پیش فرضها میکنن اینه که حرفاتو قبل از اینکه من بشنوم ادیت و ویرایش میکنن ، میکس میکنن و من یه چیزی از حرفات برداشت میکنم که اصلا اون چیزی نیست که تو واقعا گفته بودی .
تو هم همینطور من و امثال منو از پشت یه عالمه پیش فرض میبینی و خب ، چیزی که برداشت میکنی اون چیزی نیست که من واقعا هستم .
تنها راه اینه که از این فضای هیجانی بریم بیرون و یه تعامل درست و انسانی با هم داشته باشیم .
بنابرین من هر وقت توی آسانسور دیدمت ، بهت پشت نمیکنم ، دقیقاً روبروت می ایستم و به بهانه ور رفتن با گوشی موبایل ، از نگاه کردن به تو طفره نمیرم ...
نفست رو هم تحمل میکنم ، چه خوشبو و چه ...
ما نمیتونیم به هم پشت کنیم سینیور جان ! چه توی آسانسور چه هر جای دیگه ! نباید اینکارو بکنیم !