کسانی که در دههی ۶۰ و ۷۰ تماشاگر فوتبال از شبکههای دوگانهی سیما بودند گزارشهای پر از سکوتهای متناوب شفیع را به یاد میآورند که گاهی با تکیه کلام کاپتن دونگا و یا اعلام زمان بازی و شمردن ثانیهها تا دقیقهی بعدی قطع میشد و همچنین گزارشهای بهروان را که به طور کلی از مرحله پرت بود و تا آخر بازی چندبار تصمیمش عوض میشد که دو تیمی که با هم بازی میکنند چه تیمهایی هستند و یا پرچم مراکش را با کارت قرمز اشتباه میگرفت، همینطور به یاد میآورند که اسکندر کوتی در هنگام اعلام پنالتی برای ایران چگونه دچار جو خط مقدم میشد و فریاد اللهاکبر سر میداد.
با بوجود آمدن شبکهی ۳ کمکم علاقمندان فوتبال با صدای غیرمتعارف گزارشگر جوانی آشنا شدند که ساختارهای گزارشگری آن زمان را شکست و به تماشاگران نشان داد که میتوانند در حین بازی به جز شمارهی بازیکنان اطلاعات دیگری از قبیل شغل پدر آنها و یا خاطرات دوران کودکی و غذای مورد علاقهشان را هم بدست آورند.
عادل فردوسیپور جوان خوشذوق و بامعلوماتی بود که با پشتوانهی قوی زبان انگلیسی و استفاده از اینترنت و شوخطبعی ذاتیاش مفاهیم گزارشگری را در ایران دگرگون کرد تا با آمدن او و هممسلکهایش مثل مزدک میرزایی گزارشگران سنتی عملن جایشان را به این نیروهای آوانگارد و کاربلد بدهند و یاد بگیرند که دیگر جایی برای پیرمردها نیست.
امروز عادل فردوسیپور تبدیل به یک چهرهی کاریزماتیک شده که میتواند معادلات فوتبالی را جهتدهی کند و افکار عمومی را به راحتی با خود همراه سازد. اما شاید چیزی که بیشتر از نوع گزارش و اطلاعات جالبی که در اختیار مخاطب میگذارد عادل را دوستداشتنی کرده شخصیت صلحناپذیر و غیرمحافظهکارانهاش باشد. ویژگیای که به او اجازه میدهد هر آدم پرمدعایی را به چالش و نقد بکشد و شوراهای سیاستگزاری سیما هم حریف مقبولیت عمومی او نشوند. فراموش نمیکنیم نوک پیکانهایی را که عادل در مناسبتهای مختلف حتا به سوی مسوولین سیاسی میگیرد. از متلکی که به تعطیلیهای بیحساب و کتاب دولت انداخت تا مطرح کردن آزادی بیان در قضیهی ممنوعالمصاحبه شدن دایی و انتقاد از تصمیمات غیرفوتبالی سیاستمداران و همین برنامهی اخیرش که اشارهی معناداری به واژهی حرکتخودجوش کرد.
این نوشته ادای دین به مردیست از جنس ما که در حضور ناعادلانهی کسانی که قدرت را در دست دارند میدانداری میکند و حرفهای دل ما را میزند.
با طولانی شدن آلودگی هوای تهران مسوولان از تولید باران و باد مصنوعی جهت رفع این مشکل خبر دادند.
در پی اعلام این خبر در کشورهای افغانستان و پاکستان ستاد مقابله با حوادث غیرمترقبه تشکیل شد، همچنین در همین راستا سرلشکر فیروزآبادی برای همکاری در بخش تولید باد اعلام آمادگی کرد!
در عجبم از مردمانی که زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسین میگریند که آزادانه زیست.
ای کسانی که میخواهید دو روز دیگر همهتان این جملهی شریعتی را بگذارید توی وبلاگتان، بالاغیرتن بی خیال شین
طبق اسنادی که ویکی لیکس اخیرن منتشر کرده وبلاگ تختخواب دو نفره طی نظرسنجیهای انجام شده بعنوان محبوبترین وبلاگ فارسیزبان و غیره انتخاب شده بوده ولی این خبر به دلیل برخی ملاحظات مسکوت مانده.
همچنین اهمدی نجاد بعنوان ملکهی زیبایی، سرلشکر فیروزآبادی بعنوان مانکن سال، افتخاری بعنوان محبوبترین خواننده، صدا و سیمای ایران بعنوان حرفهای ترین رسانهی غیردولتی، بخش خبری ۲۰:۳۰ بعنوان بهترین خبرگزاری و استقلال بعنوان پرطرفدارترین تیم فوتبال انتخاب شده بودند.
یک دسته از آدمها هستند که اگر بخواهم صفتی برایشان انتخاب کنم باید بگویم: زر زن . اینها همان روانکاوها و مشاورین روانشناسی هستند، کسانی که وقتی از مشکلاتت برایشان میگویی تو را دعوت میکنند به این که مثبت فکر کنی و انرژی مثبت از خودت ساطع کنی و عقیده دارند که انسان اگر طاعون داشته باشد میتواند با فکر کردن به چیزهای خوب احساس خوشبختی کند. خب شاید قسمتی از این حرفها درست باشد ولی وقتی مثلن میگویی آقا جان بنده حالم از این زندگی نکبتی و این دنیای فلان به هم میخورد و یکی در میآید میگوید عزیزم به این فکر کن که چه نعمتهایی داری و چه کسانی هستند که آرزوی همین زندگی تو را دارند و اینها جا دارد که انسان بشاشد به تمام هیکل شخص مشاورهدهنده و آن مفلوکی که در حسرت این زندگی میسوزد.