آخر بیمروتها! چه میشود یک بار وقتی قهرمان میشوید، آن مدال لعنتی را که انداختند گردنتان، وقتی آوردنتان جلوی دوربین تا بازی کنید، نقش قهرمان ملی را سرباز وطن را ورزشکار همراه با سیستم را، چه میشود شرافتتان بیاید جلوی چشمتان، کمی عزت نفس به خرج دهید، چوب حراج نزنید به وجودتان، برای یک بار که شده آن مدال کوفتی را تقدیم به اربابها نکنید، یا اصلن تقدیم کنید ولی بعدش بگویید من هم از مسولان تقاضا دارم آزادی بیگناهان را حق تحصیل دانشجوها را بهشان تقدیم کنند. شما را به خدا چیز زیادیست؟ وقتی میتوانی به جنگ ۲۵۰ کیلو پولاد و آهن بروی این انتظار زیادی از توست؟ نمیگویم تختی باش و سر خم نکن، که از تو برنمیآید این کار ولی به خاطر خدا رضازاده هم نباش. نگذار این باور بشکند که هنوز پهلوان پیدا میشود، هنوز جوانمردی نمرده.
ترس من حصار برکه نیست، ترس من این است که چار روز دیگه آیههای قرآن رو هم به اسم من منتشر کنین، اینجا بگیرن دهنمو سرویس کنن.
"دکتر خیلی باحال روشنفکر علی شریعتی"
یه خونواده هستن خیلی فقیرن. پدر خانواده بنّا بود، پارسال از داربست میفته کمرش میشکنه، پسر کوچیکشون سندروم داون داره، دخترشون تو محل کار رییسش بهش تجاوز میکنه شکایتشونم چون شاهد نداشتن به جایی نمیرسه، فعلن تو یه اتاق کوچیک زندگی میکنن ولی قول دادن بهشون مسکن مهر بدن، خلاصه اوضاعشون خیلی داغونه. قراره نقش باباهه رو آمیتاب پاچان بازی کنه، دختره هم عایشواریا رای، برای نقش پسر منگله دنبال یه نفر میگردن، لطفن دست به دست کنین بلکم پیدا شد.
ادب از که آموختی؟
۱. سخنرانیهای رییس جمهور
۲. تریبون نماز جمعه
۳. برنامههای صدا و سیما
۴. جلسات مداحی
۵. دعواهای ناموسی