فرزاد جمشیدی، مجری صدا و سیما، که به همراه رییس جمهور به ساوجبلاغ رفته بود در مورد سفر اهمدی نجاد به نیویورک گفت : برای بخشی از سخنرانی رییسجمهور کشورمان که در خبرگزاری فرانس۲۴ منتشر شده حدود دو میلیارد و دویست میلیون کامنت درج شده است!
بنده بیکار بودم و نشستم تا یک حساب سرانگشتی در این مورد انجام بدهم ولی مجبور شدم دست به دامان ماشین حساب اتمی بشوم و به این نتیجه رسیدم که اگر در هر ثانیه یک کامنت برای این خبرگزاری درج شود در هر ساعت ۳۶۰۰ کامنت خواهیم داشت، یعنی حدود ۶۰۰هزار کامنت در طول شبانه روز، در نتیجه تقریبن ۲۶هزار روز نیاز خواهد بود تا این تعداد کامنت به محل مورد نظر سرازیر شود که حدودن برابر است با ۷۰ سال! خب حداقلش این است که تهش عددی در میآید که ما را یاد چیزی میاندازد که یک ساعتش با ۷۰ سال عبادت برابر است.
خلاصه که آقا جان با عقل جور در نمیآیدمگر اینکه این سایت فرانس ۲۴ از آنهاش باشد که هر کامنت در آن به اندازهی ۷۰ سال کامنتگزاری برکت دارد!
پانوشت: اینقدر خودمان را میکشیم طنز فاخر مینویسیم تعداد کامنتهایمان این است، ملت حرف مفت میزنند یک سوم جمعیت دنیا برایشان کامنت میگذارند!
مانور اقتدار یگان ویژه
مجید توکلی
چه فرقی هست بین این دو؟ هر دو لباس زنانه به تن کردهاند،به یکی پوشاندهاند و یکی پوشیده، یکی برای حفظ جانش و دیگری برای لقمهای نان که صاحبش پرت کند جلوی رویش. یکی برای آرمانهایش و دیگری برای تمسخر آرمانهای دیگران. یکی را روی دوش میگذارند و هورا میکشند، آن دیگری را به بند میکشند و شکنجه میدهند. هر دو را برای نشان دادن اقتدارشان ابزار دست میکنند...کدامیک قهرمان میشوند؟ آنکه بر دوش میبرندش یا آنکه به سیاهچاله؟ چه فرقی هست...
بهترین وبلاگ مملکتمون میشه "مملکته داریم؟"، مملکته داریم؟!
یکی از تبهای این روزهای جامعه تب قهوه تلخ است، سریال جدید مهران مدیری که مثل بعضی از فوتبالیستها حاشیههایش از خود کار خبر سازتر شده. نمیخواهم به بحث ماجرای سر درآوردن این سریال از شبکهی ویدئویی به جای صدا و سیما و علل آن که آیا سیاسی بوده یا چیز دیگری بپردازم، اطلاعاتم در این مورد دقیق نیست و ربطی هم به موضوع اصلی ندارد.
چیزی که نظر مرا جلب کرده واکنشها نسبت به این خبر است که گردش مالی این سریال از بودجهی فرهنگی کشور بیشتر است و منتقدان مدیری و این جریان علت را در تابع احساسات و به اصطلاح جوگیر بودن مردم میبینند. تا جایی که در دنیای مجازی هر روز شاهد مطالبی هستیم که مخاطبان را تشویق به کپی کردن این سریال میکنند چون بیشتر از حد انتظار فروخته و چه و چه. گروهی دیگر هم ضمن نقد مدیری او را فردی فرصتطلب معرفی میکنند که بلد است از آب گلآلود عواطف جامعه ماهی مورد نظرش را بگیرد.
سوالی که برای من پیش میآید این است که آیا موفقیت مالی این سریال میتواند دلیل خوبی برای نادیده گرفتن کپی رایت باشد؟ یعنی اگر فروشگاهی فروش بالایی داشت برای ما مجوز دزدی کردن از آن صادر میشود؟ و آیا این که مردم - به هر دلیلی- کپیرایت را رعایت میکنند پدیدهی میمونیست یا خیر؟ چیزی که جامعهی ما در طول این سالیان با هیچ حربهای تن به آن نداد و حاضر نشد بپذیرد که سود یک اثر متعلق به مولف آن است، حالا به خاطر جوگیری یا ایستادگی در مقابل یک جریان یا لجبازی یا هر دلیل دیگری دارد محقق میشود و چرا قشری از جامعه که صاحب نظر هستند و میتوانند گروه کوچکی از مخاطبانشان را با خود همراه سازند سعی در خدشهدار کردن آن دارند؟
ما که در عالم وبلاگنویسی اگر یک مطلب ساده که هیچ هزینهی مالی برایمان در بر نداشته را ازمان بدزدند فریادمان گوش فلک را کر میکند چگونه حاضر میشویم دیگران را به راحتی تشویق به دزدیدن آثار دیگران کنیم و بعد هم پشت نقاب روشنفکری سنگر بگیریم که "میبینید؟ من از شما مردم عوام که با هر موجی جوگیر میشوید بیشتر میفهمم!"
من که ترجیح میدهم در یک جامعهی جوگیر زندگی کنم تا یک جامعهی دزد.
آقا گفتن فارسی بنویسین ولی نه دیگه در این حد! خداییش شما اینو چی میخونین:
"امر جنسی با کس"
واقعن چند در صد تشخیص دادین این عبارت یعنی Emergency box ؟!! بابا ملت همینجوریش زنای ذهنی کارن، دیگه سوژه ندین دستشون.