-
تیریپ لاو!
چهارشنبه 10 شهریورماه سال 1389 07:23
شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل میماند و یکی دودل...
-
رویای صادقه!
سهشنبه 9 شهریورماه سال 1389 06:23
دیشب عزرائیل آمد به خوابم گفت "آقا شما باعث بدنامی من شده اید، آبروی من جلوی ملائک دیگر به گگگ.. به ففف.. چیز به باد رفته، برایم دست گرفته اند که از پس یک پیرمرد هاف هافو بر نمی آیی، این لوسیفر مادر مجهول درآمده میگوید اگر تو این کاره نیستی خودم بروم توی جلدش خودش را از بالای برج میلاد پرت کند پایین، لایحه...
-
لطفن وبلاگها را نجات دهید
یکشنبه 7 شهریورماه سال 1389 01:29
یادم میآید قدیمترها در زمان دو کاناله بودن تلویزیون و کمی بعد از آن تبلیغات تلویزیونی با الان تومنی سنار(؟) فرق داشتند، آن اوایل که یک پیش برنامهای برای رفتن به بخش آگهیها پخش میشد که خودش نیم ساعتی طول میکشید و شامل یک سری دوایر متحدالمرکز بود که همراه با موسیقی ملال آوری دور خودشان میچرخیدند و بعد از یک دور...
-
دیا-مونولوگ عاشقانه!
پنجشنبه 4 شهریورماه سال 1389 14:33
ـ یادت باشه که اینجا قوانین مخصوص خودشو داره قانون اول: من سمت چپ تختو میخام بالش: من سه تا بالش برمیدارم، برای زیر سرم، بین پاهام و تو بغلم گو.زهای شبانه.. اتفاق میفتن، نصف شب منو بیدار نکنی بگی خجالت بکش خرس گنده فیس تو فیس نمیخوابیم، از بوی دهن بدم میاد چراغ خواب و نور آبی و قرمز و از این مسخره بازیا نداریم، من...
-
دادزن!
شنبه 30 مردادماه سال 1389 21:14
اساسن آدمها بر چند دستهاند، یکی از دستهبندیهایش به قرار زیر است: *یک عده از آدمها ذاتن رهبرند، آوانگارد و سر دسته هستند و توی هر جمعی که بنشینند فورن تواناییهایشان موجب میشود که در صدر مجلس قرار بگیرند، اینها باید یا باهوش باشند یا قوی یا دیکتاتور و یا مهرهی مار دار. * دستهی دوم افراد معمولی هستند، آنهایی که یا...
-
اکبر عشقی
جمعه 29 مردادماه سال 1389 19:14
اسمش اکبر بود، بهش میگفتیم اکبر عشقی، نمی دونم این اسمو کی روش گذاشته بود، کار هر کی که بود لقب هوشمندانهای بود، هم اشاره به عاشق پیشه بودنش میکرد و هم شوت بودنش. عاشق میشد، درست حسابی هم میشد، در حد ازدواج! بچهها میگفتن یعنی پسرای کلاس میگفتن اگه درسمون یه سال دیگه هم طول میکشید اکبر از ما هم خواستگاری...
-
آگهی گودری
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1389 00:24
به یک نفر فحاش ماهر و خوش ذوق جهت گفتن خواهر و مادر سردار مصطفی آجرلو نیازمندیم. فوشهای قابل استفاده در استادیوم ها در اولویت اند.
-
چیکارش به شقیقه؟!
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1389 00:21
من مصطفی آجرلو هستم، سردار سپاه... اینجا باشگاه فوتبال است، آی لاو یو پی ام سی!
-
وقاحت
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1389 00:17
من مصطفی آجرلو هستم، برای حفظ ارزش های دینی و انقلابی به فوتبال آمده ام.. بعد هم قرار است بروم توی مسجد فوتبال راه بیندازم! علی کریمی هم برود فوتبال یاد بگیرد.
-
اسطورهی آفرینش ۵
دوشنبه 25 مردادماه سال 1389 20:57
... و آنگاه رییس مموت سفرهای دورهای خود به اقصا نقاط دنیا را آغاز کرد، تا نسل موجودات را برای آیندگان حفظ کند. وی به بلاد ونزوئلا و گینهی بیسائو و بورکینافاسو و چین و برزیل رفت و همینطور به غرب آفریقا و در آنجا جزیرهای پیدا کرد و نام آنجا را انگلستان نهاد و با برزیلیان و چینیان طرح رفاقت بریخت و بودجهای را که...
-
اسطورهی آفرینش۴
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 00:10
و چون فساد و تباهی در زمین فزونی گرفت پروردگار بر آن شد که دنیا را نابود سازد و بر ویرانهی آن جهانی نو بنیان کند، از این رو نوح را مامور کرد که از هر جنبندهای یک جفت را بردارد و در کشتی نشیند تا از سیل در امان باشند. نوح گفت "پروردگارا هراس آن دارم که عمر من کفاف این ماموریت را ندهد و شرمنده ی رویت شوم، یک حالی...
-
لقاح!
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1389 21:38
سال سوم دبیرستان یک معلم زیست شناسی داشتیم که بهش می گفتیم غول وحشیگری. این آقا استاد کلمات قصار بودند، یک بار میخواستند برای ما معنی "لقاح" را توضیح دهند، فرمودند: لقاح یعنی آمیزش، مثلن وقتی می گویند فیلانی به "لقاح الله" پیوست یعنی روحش با پروردگار در آمیخت! البته نظر ما این بود که بیشتر از آن که...
-
بلانسبت!
یکشنبه 17 مردادماه سال 1389 18:29
ـ شما چه نسبتی با هم دارین؟ ـ من عزرائیلم، اینم جنتی... هیچ نسبتی هم با هم نداریم!
-
آگهی بازرگانی!
جمعه 15 مردادماه سال 1389 19:35
سلام من یه سیاستمدارم الان دارم یه پروژه رو افتتاح میکنم بعدشم قراره برم یه جا سخنرانی کنم . . . میبینید؟ هیچ کس متوجه چیزی نشد این یه رازه که فقط من ازش خبر دارم فرقی نمیکنه که رییس جمهور باشید یا رییس مجلس یا امام جمعه با پوشک "تر پوش" هر تری که بزنید پوشیده میشه با پوشک ترپوش راحت و با آرامش گند بزنید!
-
هو الباقی!
چهارشنبه 13 مردادماه سال 1389 15:29
جناب آقای آیتالله جنتی! پیرو نامهی شمارهی ۶۶۶ جنابعالی به مورخهی ابتدای هزاره سوم با درخواست شما مبنی بر تمدید مدت زندگانی در دنیای فانی (؟!) موافقت میگردد و شما میتوانید از مزایای جان هفتم استفاده کنید. معاونت روحانیت و امور خارقالعادهی دستگاه الهی ـ رونوشت به ملک الموت و معاونت اموات جهت عدم اقدامات لازم! ـ...
-
تست کنکور!
چهارشنبه 13 مردادماه سال 1389 02:28
رییس جمهور افزود : اون ممه رو لولو برد. به نظر شما در جملهی بالا ممه و لولو به ترتیب کنایه از چه چیزهایی هستند؟ ۱. آزادی ـ دیکتاتور ۲. رای مردم ـ وزارت کشور ۳. ثروتهای ملی ـ لبنان، فلسطین، ونزوئلا، روسیه، چین... ۴. آبروی ایران ـ دکتر ان 5. مموت _ ؟
-
خبر ها و نظرها!
سهشنبه 12 مردادماه سال 1389 15:26
رییس جمهوری ایران در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور گفت : اوباما قبول کند تا مثل دو مرد گفتگو کنیم. وی اشارهای به ابزار این گفتمان و میزان توانمندیهای خود در این گفتگو نکرد ولی رایزنیهایی که با همسران این دو مرد انجام گرفته خبر از پیروزی احتمالی باراک اوباما در این گفتگوی مردانه میدهد! بر همین اساس مشاوران احمدی...
-
عدم نسبیت!
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 18:29
ـ شما چه نسبتی دارین؟ ـ زن و شوهریم ـ مدرک دارین؟ ـ مگه نمیبینی دست همدیگه رو نگرفتیم؟!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 05:06
چه بوی غریبی گرفتهای بوی غریبه گرفتهای بوی خیابانی که درختانش مرا با تو ندیدهاند...
-
نامهها ۲
یکشنبه 10 مردادماه سال 1389 00:27
... توی اتاق بغلی زندگی در جریان است، محمد دارد معنی کلمهی خرق عادت را برای کسی توضیح میدهد. پشت تلفن بلند صحبت میکند و همهی حرفهایش را میشود شنید، من دوست ندارم اینجوری باشم. داداشم هم سرما خورده و سوپ و لیموشیرین و ادولت کلد میخورد، بیرون زندگی در جریان است، قرار شده مامان سیروس برایمان اسفند بیاورد تا دود...
-
نامهها
جمعه 8 مردادماه سال 1389 20:17
دوباره به خاطرات پناه بردهام، ضعف یا خصوصیت اخلاقیام این است، همیشه خرت و پرتهای بدرد نخور جمع میکردهام که شاید روزی با حسرت و علاقه به آن نگاه کنم، هر چند که مدتی قبل عکسهای فوتبالی دوران بچگی خودم و محمد را دور ریختم. نامههایت را چند دقیقه پیش خواندم پنج شش تایی بودند، مال سربازیام، اولی را برای رفقایم توی...
-
خالی شدن
سهشنبه 5 مردادماه سال 1389 22:28
* چند تا موضوع اساسی داریم: زندگی، عشق و مرگ. فکر کردن به این مفاهیم کار فیلسوفهاست و حرف زدن در موردشان هم کار مذهبیها و موعظهکنندگان. من که هیچکدام از اینها نیستم اما گاهی این افکار خودشان میآیند سراغ آدم. * توی جراحی قلب مثل خیلی جراحیهای دیگر گاهی بیمار در حین عمل میمیرد، دیدن مرگ آدمها از آن چیزهاییست که...
-
سر خرمن!
دوشنبه 4 مردادماه سال 1389 20:13
به دنبال کارآفرینیهای دولت نهم، هشت پای پیشگو برای تنظیم سند چشم انداز بیست ساله استخدام شد. وی در اولین اقدامش زمان پرداخت یارانههای نقدی را با اشاره به پوست آرنج دکتر ان پیشبینی کرد!
-
حاجی جیمز باند!
دوشنبه 4 مردادماه سال 1389 00:12
شهرام امیری در آخرین اظهارات خود اعلام کرد که خدا در ربوده شدن او بوسیلهی ماموران سیا نقش داشته. وی در مصاحبه با ۲۰:۳۰ گفت: اگر خدا مرا نمیطلبید و به مکه مشرف نمیشدم ماموران صهیونیست آمریکایی هرگز نمیتوانستند مرا آدم ربایی کنند!
-
آن که مرگش در نمیرسد...
شنبه 2 مردادماه سال 1389 23:29
دو بار برای مرگ دو نفر گریستم، یک بار وقتی بود که احمد شاه مسعود را کشتند، آدم بزرگی بود، آنوقتها توی هفتهنامهی پروین چیزی در موردش نوشته شد، شاعری به نام محمد حسین جعفریان متن را نوشته بود، از قرار جعفریان از طرف ارگانی چیزی توی افغانستان مامور بوده و این سبب آشناییاش با احمد شاه مسعود میشود، شبی بعد از یک عملیات...
-
سوراخ هایی که نمی دیدم!
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 21:35
از وقتی که این مقاله ی رجانیوز را خوانده ام نگاهم به دنیا عوض شده، یک جورهایی همه چیز را به صورت سوراخ و یا اشیاء بلند و ضخیم می بینم، از طرفی این قضیه یک حال خوبی به آدم میدهد شبیه این که داری مدام فیلم 18+ می بینی و از طرف دیگر زندگی کمی سخت می شود، آخر دائمن باید مواظب این باشی که با دیدن مناظر طبیعی و غیر طبیعی...
-
اسطورهی آفرینش۳
سهشنبه 29 تیرماه سال 1389 20:11
و مریم زن پاکدامنی بود که هیچ مردی تنش را ندیده بود و او تن هیچ مردی را لمس نکرده بود، چون او را درد زایمان فرا گرفت از شرم به طویلهای پناه برد تا از نیش زبان مردمان بدسیرت و بداندیش در امان باشد و در آن حال درمانده دست به درگاه خدا برد که ای پروردگار چگونه از من باکره کودکی پدید میآید؟ ندا در رسید که " ای...
-
اسطورهی آفرینش۲
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 23:44
و چون خداوند آدم را بیافرید، آدم بهانهجویی کرد که حوصلهام سر میرود و برای من بازیچهای مهیا کن، پس خداوند از دندهی چپ آدم زن را خلق کرد و او را حوا نامید. آدم در همان دم هوس جفتگیری نمود، حوا اعتراض کرد که"من هنوز گلم خشک نشده و اگر بچه بیاورم ممکن است هیکلم خراب شود" آدم برافروخته شد و گفت: مرده شور...
-
اسطوره ی آفرینش!
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1389 21:42
چون پروردگار آدم و حوا را آفرید از پس آن، آن دو را به بهشت فرستاد و گفت ای بندگانم از جنت من لذت ببرید. آدم و حوا لَختی در بهشت چرخیدند و همی از پی یافتن گندم یا سیب یا هر میوهی ممنوعهای که بود برآمدند که پیرمردی سپید موی و سپید ریش و چروکیده بر آنان پدیدار گشت که در زیر سایهای چرت میزد. آدم هراسان نزد پروردگار...
-
وصیت
شنبه 19 تیرماه سال 1389 21:28
پس ازمرگم دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه ببینند که با دستان خالی دنیا را ترک کردم. "اسکندر مقدونی" پس از مرگم دستم را از تابوت بیرون بگذارید، شاید یک نفر بخواهد برای آخرین بار دستم را بگیرد. "سینیور زامبی"